تبلیغات
تیرتاش من - داستان جالب
 
تیرتاش من
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام خدمت دوستان گرامی

در این وبلاگ ....مطالب زیبا و بسیاری امکانات دیگر برای شما قرار داده شده است امیدواریم لحظات خوشی را با ما سپری کنید .

با ارسال نظرات,انتقادات و پیشنهادهای خود میتوانید ما را یاری کنید.
منتظر نظرات خوب شما هستیم.

با تشکر




مدیر وبلاگ : علی عظیمی تیرتاشی
نظرسنجی
وبلاگ ما رو رو چطور دیدی؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شنبه 21 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : علی عظیمی تیرتاشی

چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خوندن به تفریح رفته بودن و هیچ آمادگی برایامتحان نداشتن.

روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای رو سوار کردن . به این صورت که سر

و صورتشون رو کثیف کردن و مقداری هم لباساشون رو پاره کردن و توظاهر شون تغیراتی رو به وجود آوردن .

بعد به دانشگاه پیش استاد رفتند. ماجرا را این طور برا استاد گفتن... که دیشب به

یه مراسم عروسی در خارج از شهر رفته بودیم. و در راه برگشت از شانس بد ما یکی

از لاستیک های ماشین پنچر شد وبا هزار زحمت وهل دادن ماشین رو به حایی

رسوندیم و این طور بود که به امادگی لازم برای روز امتحان نرسیدیم در نهایت قرار

میشه که استاد سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این چهار نفر برگزار کند.

اون ها هم خوشحال از این موفقیت سه روز تمام درس می خونن و روز امتحان با

اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن . استاد عنوان میکنه به خاطر خاص و خارج از

نوبت بودن امتحان باید هرکدوم تو یه کلاس بشینند و امتحان بدن. انها هم به دلیل

امادگی  کامل موافقت میکنن...

امتحان حاوی دو سوال بود......


1- نام و نام خانوادگی (6نمره)


2- کدام لاستیک ماشین پنچر شد؟ (14نمره)

الف) لاستیک سمت راست جلو

ب)لاستیک سمت چت جلو

ج) لاستیک سمت راست عقب

د) لاستیک سمت چت عقب





نوع مطلب : 30 یا سی، اجتماعی، طنز، جملات قصار، سرگرمی، 
برچسب ها : داستان جالب، زیبا، خوب،






 
   

mouse code

كد ماوس